مرتضى مطهرى

266

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

جامعه‌اى را در تاريخ پيدا كرد كه در آن جامعه دين اصلًا وجود نداشته است و هيچ گونه مراسمى به عنوان مراسم دينى كه توأم با نوعى تقديس و پرستش است به هيچ شكل و صورتى وجود نداشته است . حال آيا در ابتدا اديانِ توحيدى بوده است و پرستشهاى انحرافى و بت‌پرستيها بعدها به صورت يك انحراف از حق‌پرستى و خداپرستى پيدا شده است آنچنان كه اولياى دين ما به ما اينچنين تعليم داده‌اند كه از ابتدا كه بشر بر روى زمين پيدا شده است خداى متعال حجت فرستاده است و از طرف ديگر فطرت اصلى بشر فطرت توحيدى است ، پرستشهاى ديگر شكلهاى انحرافى و مسخ شده از حق‌پرستى و خداپرستى است ؛ يا آن طورى كه ديگران مىگويند ، از اول خداپرستى و يگانه‌پرستى وجود نداشته است ؛ اول طبيعت‌پرستى ، بعد مذهب‌پرستى ، روح‌پرستى و امثال اينها بوده است ، بعد منتهى به يگانه‌پرستى شده است ، كه فعلًا نمىخواهم وارد اين بحث بشوم . آنچه مسلّم است دين به معنى اعم و پرستش به معنى اعم هميشه همراه بشر بوده است . قهراً اين مسئله مطرح است كه دين در طول تاريخ چه نقشى در تحولات زندگى بشر داشته است ؟ آيا نقشى رهبرىكننده و اصلاح‌گرانه و پيش‌برنده داشته است يا نقشى بازدارنده و متوقف‌كننده ؟ لااقل دربارهء انبياى بزرگ اين مطلب مطرح است كه پيغمبران چه نقشى در تحولات تاريخى داشته‌اند . براى اينكه اين بحث را بتوانيم طرح بكنيم بايد سه بحث ديگر را در اينجا طرح بكنيم تا ضمناً مقدمه‌اى بر آن بحث باشد . تكامل زندگى اجتماعى انسان بحثهاى مقدماتى يكى اين است : بشر كه داراى زندگى اجتماعى است و در اثر اين زندگى اجتماعى تمدن و فرهنگ به وجود آورده است به يك حال باقى نمانده و درجا نزده است ؛ همين‌طور كه در زندگى فردى از ضعف شروع مىكند و به كمال مىرسد ، در زندگى اجتماعى هم شروعش از ضعف و از دوران توحش و بربريّت بوده است ، بعد تدريجاً قدم به قدم به سوى كمال پيش رفته است . اين سؤال مطرح است كه چرا اين‌گونه است ؟ چرا حيوانات مانند بشر نيستند كه آنها هم قدم به قدم جلو آمده باشند و يا چرا بشر مانند حيوانات نيست كه با يك زندگى اجتماعى در تمام طول تاريخ خودش باقى مانده باشد ؟ مىبينيد تاريخ بشر را از نظر ابزارهاى